بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

219

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

مدلولات مصلحه به كار دارد چنانچه بيند كه تسيير به مريخ رسيده مثلا گرمىها مطلقا ندهد . و بايد تنقيه به فصد كند و اگر غير از اين بود به علاج جرأت ننمايد . و آنجا كه نيز از روى حكمت خير و شر مرض را دريابد همين نوع عمل بايد نمودن و اگر در اجتناب وارثان مريض الحاح كنند و قبول تواند كه بكند البته امتناع نمايد و الا حقيقت با ورثه بازگويد و با ايشان معاهده نيكو بكند تا اگر صورتى موحش پديد آيد از وى نبينند و بعد از آن تدبيرى چند حكيمانه و از كتاب بكند توكل بر حق‌تعالى نموده . اصلى چند در قياس با مقتضيات طبائع و اما اصلى چند قياس با مقتضيات طبائع كه ملاحظهء آن‌ها هادى است به طريق حفظ صحت و رفع مرض از روى كليه : بدان‌كه مزاج مرد جوان لاغر در تابستان در بلاد حاره قابل امراض حاره است خصوصا صفراوى و به ادنى سببى كه خلاف عادت و دستور لايق ظهور بايد ، بدان مرض مبتلا گردد و از قبول امراض مزمنه بارده به غايت بعيد است پس او را در اين فصل و اين بلد تدابير سردى و ترىفزا به صواب اقرب و از خطا ابعد بود و برعكس به خلاف اين . و هرگاه مرض حاره او را در اين فصل و در اين بلد پديد آيد سبب آن ضعيف و برء آن قريب و سهل بود و به تعديل هوا و ايراد ضد سبب مقصود حاصل گردد . و هرگاه مرض سرد و تر احيانا او را اتفاق افتد سبب آن قوى بود و برء آن صعب و غالب آن باشد كه خلاص از آن بىتغيير فصل و يا بلد و يا سن ميسر نگردد . و مزاج طفل و كودك نرينه مرطوب در فصل بهار در بلاد مرطبه قابل امراض حاره است خصوصا دموى و به ادنى سببى كه خلاف عادت و دستور لايق ، ظهور يابد به چنان مرضى مبتلا شود و از قبول امراض سرد و خشك به غايت بعيد است پس در اين فصل و اين بلد او را تدابير سردى و خشكىفزا به صواب اقرب و از خطا ابعد باشد و برعكس به خلاف اين . و هرگاه او را مرضى چنان در اين فصل و اين بلد پديد آيد سبب آن ضعيف بود و برء آن قريب و سهل باشد و به ايراد ضد و به تقليل ماده و غيره مقصود به حصول پيوند . و هرگاه او را امراض سرد و خشك دست دهد سبب آن عظيم و برء آن صعب بود و غالب آن بود كه بىتغيير فصل و يا بلد و با سن ميسر نگردد . و باقى اسنان و فصول و بلاد و سحنه‌ها هم بر اين قياس بود . و از آنجاست كه گفته‌اند هر مرض به غايت مزمن كه در جوانى افتد در پيرى توقع برء آن بايد داشتن و آنچه در پاييز افتد در بهار توقع برء آن بايد داشتن و آنچه در سردسيرى افتد نقل به گرمسير بايد كردن و باقى هم بر اين قياس بود . و نقلى كه از بقراط مىكنند كه گفته است كه چون مرض گرم در فصل سرد اتفاق افتد و يا مرض سرد در فصل گرم تدابير قويه ضروريه يكى حاصل بود كه آن سردى هواست جهت مرض گرم و گرمى هوا جهت مرض سرد و در باقى فصول هم بر اين قياس خالى از تأملى نيست زيرا كه حدوث هر مرضى را در اوقات و احوال ضد طبع خود سبب قوى مىبايد چنانچه معلوم شد و مع ذلك هواى سرد فصل پوست را كثيف مىكند